حسين قرچانلو
226
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
كوه بياض و قبر ابو مسعود . . . عبور كند . به اين ترتيب به وادى علاقى مىرسد و همه اين اماكن معادن طلاست . وادى علاقى مانند يك شهر بزرگ است و گروهى از مردم و آميختگانى از عرب و عجم ( به قصد يافتن طلا ) در آنجا گرد آمدهاند . در علاقى بازارها و دادوستد بسيار وجود دارد . آب آشاميدنى مردم از چاههايى است كه در وادى علاقى حفر مىشود . بيشتر مردمى كه در علاقى سكونت دارند ، از قوم ربيعه و بنى حنيفه و يمامهاند كه با زنان و فرزندان خود به آنجا آمدهاند . در وادى علاقى و اطراف آن ، معادن طلا وجود دارد ( همانجايى كه اعراب به آن بلاد التبر مىگفتند ) . مردم آنجا براى گروهى از بازرگانان كار مىكنند . آنان طلا را به شكل زرنيخ زرد بيرون مىآورند و گداخته مىكنند و در قالبها مىريزند . « 1 » اصطخرى در وصف علاقى مىنويسد : در معدن طلايى كه تا عيذاب مصر ده مرحله فاصله دارد ، جايگاهى است كه آن را علاقى گويند و مردمان در آنجا گردآيند . زمينى هامون است و ريگ و ريشهء اين معدن طلا به مصر نيز مىرسد . در اين معدن جز طلا و نقره وجود ندارد . « 2 » مقدسى ، علاقى را جزو شهرهاى صعيد مصر آورده ، ولى در جاى ديگر مىنويسد : علاقى شهرى است كه در پايان خورهء كنار راه عيذاب است . « 3 » اين تناقض در گفتار مقدسى ، احتمالا ناشى از بىاطلاعى وى درباره بلاد سياهان است . ادريسى در قرن ششم هجرى دربارهء معدن مشهور نوبه در وسط سرزمين آنجا در بيابانى قرار دارد كه كوهى در اطراف آن نيست و فقط بيابانى از شنهاى روان و ماسههاى نرم است . خاكههاى طلا در آن ريگهاى روان در شب ديده مىشود . آنجا را علامتگذارى مىكنند ، چون صبح شود ، آن جايگاه را كه علامت ( يا نشان ) گذاشتهاند ، حفر مىكنند و خاك ( يا شن ) آن را با آب مىشويند و طلا را از شن بيرون مىآورند ، سپس آن را با جيوه گداخته و طلاى به دست آمده را جمع مىكنند ، ميان خودشان خريد و فروش مىكنند . « 4 » ياقوت مىنويسد : علاقى قلعهاى است در سرزمين بجه در جنوب
--> ( 1 ) . البلدان ؛ ص 113 - 114 . ( 2 ) . مسالك و ممالك ؛ ص 37 . ( 3 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 276 و 286 . ( 4 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 46 .